تنها نمان به درد...

 

مثل ما، دشت شما هم دل ِ محزون دارد
لاله هرجا بدمد، سینه‌ی پرخون دارد

لیلی خیمه‌ی خاموش شما هم انگار
چشم در راه خطر کردن مجنون دارد

سنگ را دست شما بهتر اگر می‌فهمد
مُشت ما خشم کویر و غم هامون دارد

چند ده سال گذشته‌ست و این بیشه هنوز
شیرهای نگران ...، ترس شبیخون دارد

آن زمان تا برسد قامت موسایی او
این زمین سامری و ساحر و قارون دارد

...

سرخی خون تو با سبزی خاکت می‌گفت:
مرگ در راه وطن، مزّه‌ی زیتون دارد
شعر را سال 86 سرودم

 

من یک مادرم و دیروز یک دریا گریستم به حال کودکان غزه...

آخ که لعنت همه ی مادران به تو اسرائیل

آخ که لعنت به تو اسرائیل

آخ که لعنت به تو اسرائیل

کدام مادر است که در این نفرین با من همصدا نشود؟

 

 

/ 0 نظر / 17 بازدید