چند لحظه کودکی

بنا به دلایلی که مهمترینشان، حفظ حرمت حریم زندگی شخصی ام بود مدتها عکسی از دخترکوچولو در وبلاگ نگذاشتم اما یک این بار، عهدشکنی می کنم هم به خاطر درخواست دوستانی عزیزتر از جان و هم برای به یادگار ماندن لحظات و  ژستهای خاص بانوچه ی چشم آبیم:

 

اولین باری که لذت غذا خوردن با دست را چشید

وااای مامانم اینا! چی کار کردم....

***

اولین باری که پشت میز غذاخوریش خوابش برد

 

***

اولین باری که چند قدم راه رفت

آخ اگه من بدونم توی این کشوها چی قایم کردین...

***


شیطنت از چشم  سیام -ببخشید رنگیم- می ریزه! قبول ندارید؟



***

من که عااااششق هویجم شما رو نمی دونم.

من 8 تا دندون دارم شما چه طور؟

***

شرح در متن

بی خیال سر و شکل و لباس. یخده مثه من غذایی -ببخشید خاکی- باشین.

/ 6 نظر / 14 بازدید
فرشته

خیلی خوشگله خدا حفظش کنه

راثی پور

سلام همکار عزیز.از حضورتان در کلبه’ وبسایتم تشکر می کنم.عکس دخترتان نیز خیلی جالب بود.موفق و پاینده باشید.

مریم توفیقی

چه دلی می بری از ما راحیل خانوم ! در بندر آبی چشمانت غرق شدم [ماچ]

مستشار نظامی

دندوناش رو ببین خاله فدات بشه چه قدر ناز و بزرگ شدی عزیزم ماشالا به مامان دکترت بگو برات اسفند دود کنه خوشگل خاله

مستشار نظامی

جلسه نقد کتاب(هزار و چهارصد و بیست سال پس از تو) با حضور شاعران و منتقدين ( ساعد باقري ، يوسفعلي ميرشكاك ، سعيد بيابانكي و محمد سعید میرزایی) یکشنبه ٢٧ بهمن ماه فرهنگسرای نوجوان قدمهای سبزتان راهنمای قلمم خواهد بود نغمه مستشارنظامی

محمّدمهدی کارگر

سلام خانم عباسلو! احوال شما؟ باور می‌کنید دلم برای دختر خوشگلتون تنگ شده بود؟! به اسفند دود کردن اعتقاد دارید؟! اسفند دود کنید!