لیلی منم! (غزل‌ترانه)

پیش‌نوشت:
یک: آهنگ وبلاگ بعد از مدتها محض خاطر دل عزیزی عوض شد.
دو: نمی‌دانم این تجربه‌ی جدید را که «غزل‌ترانه» نامیده‌ام پیش از من دیگرانی نیز تجربه کرده‌اند یا خیر. برای من که تجربه‌ی دلچسبی بود بعد از مدتها فقط غزل سرودن.

 
لیلی منم، جزیره‌ی بی‌مجنون
تنها میان شط جنون و خون

لیلی منم، به سیب! به گندم! به-
انجیر باستانی! و به زیتون!

لیلی منم که داغم، داغم، داغ
لیلی منم که داغونم، داغون

وقتی نمی‌شه آخر راهو دید
این قصه رو دوباره از اول خوند
فردا رو با نگاه تو روشن کرد
دیروزهای رفته رو برگردوند

تو قصه‌ی قدیمی هر عشقی
نفرین و آه و ناله فراوونه
پایان قصه‌ها همه یک جورن
فهمیدنش همیشه هم آسونه

ما که یه جور دیگه شروع کردیم
می‌شه یه جور دیگه تمومش کرد
عمری که مونده از من و تو باقی
حیفه بدون عشق حرومش کرد

همیشه وقت هست که برگردیم
اما برای رفتنمون دیره
آینده رو ندیده کسی اما
تقدیر، حال آدمو می‌گیره

من پیله‌ای اسیر خودم بودم
تو اومدی و بال و پرم دادی
یه آسمون به وسعت آغوشت
وا شد به روم، گفت: تو آزادی!

حرفت برام حجت مطلق شد
عشقت برام حق مسلم شد
اندوه مهربون ته چشمات
ورد زبون آدم و عالم شد

عشقت دوام مهر یه مادر داشت
غم داشتم اگه تو پدر بودی
تن‌ها تنم؟ نه، جان و تنم؟ نه، نه!
تو پاره پاره پاره جگر بودی

می‌گن که نسل عاشقیو کندن
از شهر عشق‌های خیابونی
اما تو عاشقی، نَفَسِت عشقه
هرجا کویر باشه، تو بارونی

من دیگه چی بگم؟ تو رو باید دید
مثل بهشت تو شب یک رویا
مثه جهنمه، مثه کابوسه
بی تو بهشت باشه اگه دنیا

باور نکن که عاشق تو باشه
هر چشم بد که غمزه‌ای می‌ریزه
گاهی حقیقته که حقیقی نیست
گاهی دروغ مصلحت آمیزه

یه روز همون که ما رو جدا کرده
دست منو تو دست تو می‌ذاره
یه روز که می‌زنی به دل جاده
من رو سفر به یاد تو می‌آره

اینقدر از تو می‌گم و با این حال
قدر تو رو هنوز نمی‌دونم
می‌خوام بهت بگم که چقد دوسِت-
دارم ولی نمی‌گم و داغونم...

من دور از توام -وَ- تو دور از من
«دوریم»، یک مسافت بی قانون

لیلی زنان کوچک غمگینند
اهل همین حوالی و پیرامون

لیلی منم که گم شده‌ام در من
من را از این جزیره ببر بیرون...
١٣/٨/٨٧-تهران

/ 37 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

سلام شعراي جالب و زيبايي را در وبلاگ تون درج كردي منم اپم منتظر حضور سبز و نظر ات مفيدت هستم

یکتا

سلام ... ممنون خانوم دکتر که حال امشب ما خوب شد با این نسخه ناب شما ... با این عاشقانه غزل_ ترانه ... دخنرک را _ دستهایش را _ ببوسید ...

مژگانبانو

به یکتای مهربان: ممنون ماه این قبیله. به مرضیه عزیز: خواندم و جواب دادم عزیز دلم. سلامرسان من باش خدمت مریم عزیزم و خانواده.

مریم مهرانی

سلام امروز کتابتون رو خریدم و خوندم همرو نه ولی به نظرم خیلی زیبا بود منم مینویسم چیزکی دوست دارم اگه بشه ببینمتون و با هم ارتباط داشته باشیم . ممنونم

رضا

سلام.موفق باشيد

یاسر قنبرلو

سلام می رسد آن زمان که می فهمی واژه ها از کتاب می ریزند می رسد آن زمان که پاکی را روی دستان ِ آب می ریزند ! با چند تکه شعر و یک چهار پاره به روزم و منتظر نظرات ارزشمندتان . قربان شما پدرام

---

واقعا زیباست و شما تو سرودن هنرمندین دکتر اما خواهشا شما از این موضوعات ننویس بگذار برای اونایی که اهلشند یعنی اهل دلند معذرت که بی پرده سخن گفتم